تبليغاتX
خودم خودت

خودم خودت

خیلی دیر اومدی سحر رفت

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388 19:23 توسط سحر


گاهي از چشم هم مي افتيم، بي آنکه ايستاده باشيم

 روي لبه ها يا کسي هل مان داده باشد.

از چشم هم مي افتيم و نه چتر همراهمان هست،

 نه کسي آن پائين آغوش باز کرده ما را بگيرد.

 از چشم هم مي افتيم و هرچه فکر مي کنيم

 يادمان نمي آيد قصد خودکشي داشته باشيم.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:53 توسط سحر |


درعمق چشمان تو چه می گذرد

توکه روحی به وسعت دریا داری

توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری

توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم.

بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.

باتوعاشق بودن را تجربه کردم

پیشانی به خاک وفای تو ساییدم

وباتو خوشبختی را احساس کردم

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388 13:53 توسط سحر |


اگه رفتم براي تو بهتره

برو فكر من نباش اما خب يواش يواش

خداحافظ

اگه خواستي كه دلم رو نشكني

پشتتم نگاه نكن به من اعتنا نكن

تو چشام نگاه نكن

هر كي از ياد تو رفت بذار بره

واسه من يه جا بذار نكنه يادت بره

برو با همه وجودم دست خدا سپردمت

برو ديره مي دونم يه نفر منتظره!!!

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 17:37 توسط سحر |


اي

ايه مكرر ارامش

مي خواهمت هنوز.

اري

هنوز هم

درياي ارزو

در اين دل شكسته من موج ميزند.

راهي به دل بجو.

+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388 14:22 توسط سحر |


پشیمونم که دل بستم!!!

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388 10:27 توسط سحر |


من به اندازه ی عمرم

 واسه تو گریه کنار گذاشتم

توی قصم پشت این همه زمستون

 یه بهار گذاشتم

می دونستم که توی شهر دلم

 کوچه ها بمبسته همه

نمی دونم باز ندونسته با تو قرار گذاشتم

باز دوباره شب شده

 شب که خرابم میکنه

دریا دلم که باشم

 دنیا سرابم میکنه

کوله بار خستگی رو شونه ی اروزهام

در خوابو می زنم اونم جوابم میکنه

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 10:34 توسط سحر |


بگذر ز من ای اشنا

 چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو

 چون دیگران با سر گذشتم

می خواهم عشقت در دل بمیرد

می خواهم دیگر در سر یادت پایان گیرد

هر عشقی میمیرد خاموشی میگیرد

عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو

دیگری در قلبم جایت را نمیگیرد

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 16:37 توسط سحر |


اگر چه بودن عشق است و عشق بودن

اما چگونه بودن مهم است نه بودن

بي خوابي درد فراموشي است و

درمان چشمهايي كه زياد بستي

سكوت چند شبه چند ساله شد

چند سال بيداري من شد

همه ي بي خوابي

بي خوابي

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 11:58 توسط سحر |


آن کوپه ی تهی منم ،آری که میروم خالی تر از

 همیشه و در انتظار تو...

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:40 توسط سحر |


چشمانم را به انتظار رویا بسته ام...

باز هم سایه...

بارها این سایه را دیده ام!

او اما، از من در گریز است!

دلیلش را نمیدانم!

میکوشم خود تعبیرش کنم!

در میمانم،

چشمانم را بر هم میفشارم و منتظر رویا میمانم

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 16:49 توسط سحر |


عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری

تو این سینه نشستی هزار تا گله داری

یه روز عاشق نوری یه روزی سوت و کوری

یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری

پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی

پر از حرفی و خاموش یه قصه و فراموش

پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش

یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته

یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده

به اندازه ی عشقی پر از حرف های ساده

 واسه روزهای رفته سفر قصه ی خوبه

چراغ روشن راه قشنگیی غروبه

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 16:55 توسط سحر |


اگه هر کی بگه هر کی هر چی بگه

دیگه نمی تونم،نمی تونم بدون تو

 امروز و به فردا برسونم

نمی خوام که بگم میمیرم،ولی بدون تو می میرم

وقتی به تو فکر می کنم، گر می گیرم،می سوزم،

اتیش می گیرم

نمی خوام...امروز و بی تو

نمی خوام...فردا رو بی تو

نمی خوام... دنیا رو بی تو

دیگه حال خرابم و هیچ چی نمی تونه جا بیاره

تو چشام پر اشک و ابر دلم همه جا می باره

عشق تو یاد تو خاطره های تو مال منه

داغ نبودن تو داره منو اتیش می زنه

نمی خوام...

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 11:21 توسط سحر |


در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند...

باران نم نمک می بارد...

که چه زیباست صدایش...چه طنینی دارد.

انتظارم به پایان امد.

قاصدکم خوش خبر بود.

بوی او را می داد...

خبر از او اورد!!!

خنده هایت که چه زیبا بود...

دستهایت که چه با محبت...

چه زود گذشت و نمی دانم که چگونه گذشت...

ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من.

چه شد بر تو.

اه که چه بیهوده می اندیشم.

صبر پایان همه ی انتظارهاست!!!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 14:50 توسط سحر |


دیگر به هوای لحظه ای دیدار

 دنبال تو در به در نمی گردم

دنبال تو ای امید بی حاصل

دیوانه و بی خبر نمی گردم 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 9:33 توسط سحر |


ایستادم با قامتی غرورین

در انتظار رسیدن رفتن تو

مانده ام حیران در چگونه گذراندن

فصل غربت تو

می روی و من به ظاهر مانده ام

اما اما دلم با تو راهی شد

شاید که کمی از احساس غربتم بکاهد

و یا کمی از غربت لحظه هایم کم کند

می ا یی می دانم در چشمانت در نگاهت

می خواندم با اهنگی پر امید

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387 9:14 توسط سحر |


عشق دم افزون و درونی بین دو انسان،

حیرت انگیزترین چیزهاست.

چنان عشقی،با جستجو،و یا ارزوی سودایی

بدست نمی اید.

 بلکه پیشامدی است اسمانی.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 15:59 توسط سحر |


همه کلمات با آنچه ميان من و تو، بيگانه اند و

 من هيچ کلمه اي را براي گفتگوي با تو شايسته تر

 از سکوت نيافته ام ، آيا سخن مرا ميشنوي؟؟؟

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387 20:52 توسط سحر |


باید اهسته نوشت،با دل خسته نوشت،

با لب بسته نوشت، گرم و پر رنگ نوشت،

روی هر سنگ نوشت،

تا بخندند همه که اگر عشق نباشد دل نیست.

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387 14:27 توسط سحر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

!!!هر رفتنی رسیدن نیست!!!


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

singleshow
افرودیت
سفارش کد اهنگ
برای محبوب
بزرگترین ارشیو کد اهنگ
رنج تنهائی بهتر از گدائی محبت است
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387



پیوندها

هما سایه*استادم اقاي خدادادي
آزاد و رها*ليلا
علیرضا سورس*عليرضا
کلبه فندقی *غريبه
برای تو*ساموئل
خورشید شب*ميثم
تنهاترین تنها*ابوالفضل
جدیدترین فیلمهای در حال اکران*ناصر
چتری برای دو نفر*مصطفي
کلاس عشق*مجيد
وبلاگ یه دوست جدید*ابوالفضل
که چی*ريحانه
دوست داشتنی*ملينا
گل سرخ*باران
ابر بهار*بهار
دو ستاره سینما و فوتبال*ترانه
اي تنهاترينم خستم*تنهايی
ضد پسر*پانيذ
زندگی من*گوجینه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin